دنیای مدبرانه ى من

با هم بودن «آغاز» ، با هم ماندن «پیشرفت» و با هم کار کردن «موفقیت» است

 
مثالهای ساده در شش سیگما
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤
 

١- چراشرکتها می خواهند شش سیگما را انتخاب کنند ؟
٢- چه کسی گواهینامه شش سیگما را می دهد؟
٣- کمربندهای ‹‹سبز›› و ‹‹سیاه›› در ‹‹تاتامی›› تولید چکاره اند ؟


* مثالهای ساده برای شش سیگما :
١- سطح یک سیگما یعنی وجود ١٧٠ غلط املائی در هر صفحه از ١ کتاب است ولی سطح شش سیگما معادل حدود یک غلط املائی در تمامی کتابهای یک کتابخانه است.


2- اگر فرضا روزانه یک میلیون مسافر با اتوبوسهای شرکت واحد جابجا شوند و فقط سه مسافر ناراضی باشند، شرکت واحد به شش سیگما دست یافته است. اگر تعداد مسافران ناراضی، 333 نفر باشند شرکت واحد یک شرکت پنج سیگمائی است. اگر مسافرین ناراضی 6210 نفر باشند شرکت واحد 4 سیگمائی و اگر تعداد مسافران ناراضی از مرز 66807 نفر بگذرد شرکت واحد شرکت سه سیگمائی است. پس شش سیگما میزان رضایتمندی مشتریان را اندازه گیری میکند. بیشتر شرکتها در سطح عملکرد 2 تا 3 سیگما قرار دارند؛ یعنی از هر میلیون مشتری، 66807 تا 308538 نفر ناراضی اند و طبعا شرکتهائی که در این سطح قرار داشته باشند در دنیای کسب و کار با مشکل مواجه هستند. چنین شرکتهائی برای سهامداران و صاحبان سرمایه به اندازه کافی سود ایجاد نمیکنند، سهامداران ناخوشنود هستند و سرمایه خود را بجای دیگری منتقل می کنند.
3- سطح سیگما 5000 عمل جراحی اشتباهی در هفته در دنیا (معادل 1% کل اعمال جراحی اتفاق افتاده در دنیا در هفته)، 7/2 است.
4- گم شدن 20000 مرسوله پستی در هر ساعت (1% مرسوله های گم شده در دنیا) معادل 7/2 سیگما است.
5- سطح سیگمای فعلی شرکت فرضی و فاصله آن از 6 سیگما :
الف
PPM ضایعات شاتون در ایستگاه کنترل نهائی در دو هفته قبلی بترتیب: 2120 و 4170 بوده است؛ یعنی سطح سیگما فرآیند شاتون به ترتیب 3/4 سیگما و 15/4 سیگما بوده است. آیا خطوط دیگر تولیدی نیز چنین هستند ؟!
ب
در تیر ماه 84 ، 16% محموله های ورودی به شرکت مردود و 28 % آنها قبول مشروط شده اند یعنی سطح سیگمای عملکرد کیفی تأمین کنندگان این شرکت بترتیب 5/2 سیگما و 1/2 سیگما بوده است.
ج- ضایعات ماشین کاری خطوط تولیدی در نیمه دوم 83، 98/0 % بوده است یعنی عملکرد آنها در سطح 85/3 سیگما بوده است.
د- میانگین نمره آدیت محصول در نیمه دوم 83 ، 3/98 بوده است یعنی 62/3 سیگما.
ه- نسبت هزینه های گارانتی به فروش در نیمه دوم 83 ، 15/1% بوده است یعنی 78/3 سیگما.
و- میزان بهره وری کل تولید در نیمه دوم 82 ، 51% بوده است یعنی 5/1 سیگما، که این شاخص در نیمه دوم 83 به 35/2 سیگما رسیده است.
ز- نسبت انحراف از برنامه های تولید 13% بوده است یعنی 6/2 سیگما.
ح- انحراف نسبت زمان واقعی صرف شده برای تکمیل و راه اندازی پروژه ها به زمان پیش بینی شده است 20% بوده است یعنی 3/2 سیگما.
ط
مقدار انحراف فروش واقعی نسبت به فروش برنامه ریزی شده 23% بوده است یعنی 2/2 سیگما.
ی
انحراف نسبت تعداد محموله های تحویلی به مشتریان نسبت به محموله های درخواستی 23%(2/2 سیگما) است.
ک- سطح سیگمای محموله های قطعات با مرجوعی به کل محموله های تحویلی،7/2 بوده است.
ل- هزینه های مواد نسبت به قیمت تمام سده 5% انحراف داشته است یعنی 1/3 سیگما.

* پروژه های 6 سیگما تمام فرآیندهای اصلی، پشتیبانی، مدیریتی را پوشش داده و دنبال بهبود عملکرد و رساندن سطح عدم رضایت آنها به حداکثر 4/3 مورد در میلیون میباشد. شش سیگما فقط منحصر به بحث های سنتی کنترل کیفیت نمیباشد. همه واحدها آماده باشند !!
* شش سیگما، یک روش و متدولوژی جامع حل مسأله و مشکل به شکل گام به گام است. یعنی مشکلات مهم و با ارزش سازمان شناسائی و سپس تک تک آن ها را میتوان در قالب این متدولوژی حل کرده و پس از آن، جواب را تثبیت کرده و سراغ مسایل دیگر رفت. پس این متدولوژی در درون خود از ساختار، برنامه و ابزارهای توانمند مدیریت کیفیت برخوردار است.
* مزیت شش سیگما: تنها راه بهبود یک سازمان اجرای پروژه های متوالی برای حل مشکلات است پس شش سیگما یکی از مؤثرترین روشهای بهبود کیفیت است. تفاوت شش سیگما با سایر روشهای این چنینی

( کایزن
تولید ناب ) در این است که بهبودهای شش سیگما، جهشی تر، بزرگتر و در زمانهای کوتاه تر میسر میشود.

* در فضای اقتصادی کنونی کشور ( فقدان بسیاری از مؤلفه های اقتصاد آزاد و رقابتی ) چه نیازی به روشهای ارتقای کیفیت و حل مسأله داریم ؟ ذات بهبود ، یک الزام و نه یک انتخاب بلکه تقدیری گریز ناپذیر است. به همان علت که یک بچه، ذاتا باید رشد کند، بهبود هم یک امر ذاتی است.
فرصت فعلی فضای اقتصادی کشور که مانع ورود رقبا میشود اگر شناخته نشود قطعا در آینده تبدیل به تهدید خواهد شد.

* خودتان را راحت کنید کسی در مورد شش سیگما به ما گواهینامه نخواهد داد ! فقط حل مشکلات و کاهش هزینه ها دلیل موفقیت خواهد بود که معمولا مدیران مالی شرکتها هم تائیدیه کاهش هزینه ها را میدهند.

* شش سیگما بر خلاف سایر برنامه های بهبود کیفیت، یک فلسفه مدیریتی است که باید مدیریت در آن فعالانه مشارکت کند.

* رویکرد شش سیگما : کاهش مشخص کلیه خطاهای فرآیندی ( نه فردی ) سازمان و رساندن آنها به سطح شش سیگما ( 4/3 خطا در میلیون ) میباشد. طبعا سازمان، مجموعه ایی از فرآیند هایی است که هدف آنها ایجاد ‹‹ ارزش ›› برای مشتری است.

*فرق 6سیگما با سایر فعالیتهای کیفیت چیست؟

تقریبا تمام اقدامات مشابه (
SPC,TQM,CFT و نظام پیشنهادات و.... ) مشکلاتی داشتند چون آن ها هرگز نتوانستند توجه مدیریت ارشد را به خود جلب کنند و مدیریت ارشد به ندرت از این برنامه ها حمایت جدی و مستقیم کرده اند در اغلب موارد، افراد علاقمند تیم هائی برای بهسازی شرکت تشکیل داده و ابزارها و تکنیک های بهبود را به کار گرفتند ولی بخاطر عدم حمایت جدی مدیریت ارشد، نتیجه ای از اقدامات افراد علاقمند ومشتاق بدست نیامد.
اما در شش سیگما مدیریت ارشد، فعالانه مشارکت دارد. مدیریت ارشد شش سیگما را بطور راهبردی بکار میگیرند. شش سیگما آن ها را قادر میسازد به اهداف مورد انتظار خود برسند. حمایت و تشویق و تخصیص منابع لازم از طرف مدیریت ارشد، موجب موفقیت شش سیگماست. پس تفاوت اصلی شش سیگما و سایر برنامه های کیفیت در حمایت مدیریت ارشد نهفته است.

* چه کسانی در برنامه شش سیگما حضور دارند ؟
1- کمربند زردها (
Yellow Belts) : افرادی هستند که در سطح عملیاتی وظیفه جمع آوری اطلاعات را با دانش موجود در خصوص مفاهیم اولیه، به عهده دارند.

2- کمربند سبزها (
Green Belts ) : افرادی که هدایت اجزای پروژه های شش سیگما و استفاده از ابزارهای اصلی بهبود (پارتو- استخوان ماهی SPC و ......) به عهده آن هاست.

3- کمربند مشکی ها (
Black Belts ) : افرادی که مدیریت اجرای پروژه های شش سیگما را بعهده داشته و برنامه های آموزشی معرفی رویکرد و ابزارهای آن را تدوین و اجرا می کنند.

4- کمربند مشکی های ارشد (
Master Black Belts) : افرادی که پروژه های جامع شش سیگما را مدیریت و هدایت می کنند.

5- قهرمانان(
Champions) : افرادی که وظیفه تهییج و معرفی فلسفی و فرهنگی شش سیگما را به عهده داشته و راهبران فکری و روحی ایجاد و بسط این متدولوژی هستند.

6- مدیران ارشد(
Executives ): مدیر/ مدیران ارشدی که انگیزه توجه و رویکرد به 6 سیگما را در سازمان جاری کرده و نسبت به اجرای آن متعهد و پاسخگو هستند.

* مراحل پنجگانه پروژه های شش سیگما (
DMAIC ) :

1- تعریف مسأله، تدوین منشور پروژه، تعیین و تأئید مشتری و شرایط وی، تهیه نقشه سطح بالا از فرآیند فعلی.

2- اندازه گیری و محاسبه عملکرد فرآیند بر حسب سیگما.

3- تجزیه و تحلیل داده ها و فرآیند و مشخص کردن ریشه های بروز عملکرد ضعیف فرآیند.

4- ایجاد و انتخاب مجموعه ایی از راه حلها جهت بهسازی فرآیند توسط تیم پروژه.

5- بکارگیری مجموعه ایی ازابزارها و تکنیکها برروی فرآیند تازه بهبود یافته جهت کنترل پایداری دراز مدت سطح جدید عملکرد فرآیند(بر حسب سیگما).


 
comment نظرات ()