دنیای مدبرانه ى من

با هم بودن «آغاز» ، با هم ماندن «پیشرفت» و با هم کار کردن «موفقیت» است

 
شش سیگما و مدیریت کیفیت جامع
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤
 

مدیریت کیفیت جامع TOTAL QUALIT MANAGEMENT

 ازطریق اصلاح مستمر فرآیندها سعی می نماید پیوسته رضایت مشتری را تأمین و دامنه تغییرات را همواره کاهش دهد ، هزینه ها کاهش می یابند و کیفیت محصول افزایش می یابد . فرآیند بهبود مستمر در سازمان مستلزم اقدامات دایره شکل است و مسیر در چرخه PDCA برنامه ریزی، اجراء، کنترل و اقدام“ فعالیت می کند و مدیریت برای تغییر فرآیند، برنامه ریزی می کند، آن را به اجرا در می آورد، نتیجه ها را کنترل می نماید و با توجه به نتایج بدست آمده به گونه ای عمل می کند که فرآیند تغییر به صورت استاندارد درآید.


تحول و تکامل مفهوم TQM همراه با نیازها و الزامات کسب و کار صورت گرفته و بر این پایه بوده است که TQM روش شناسی جامع بهبود مستمر سازمان می باشد. در روش شناسی مدیریت کیفیت، جان مایه فرآیند بهبود مستمر در سازمان بر پایه تفکرحذف اتلاف و خطا ZERO DEFECT قرار داده شده است.
روش شناسی
TQM به همراه تکامل آن در قالب مدل تعالی سازمانی با تفکر ZERO DEFECT اگرچه طی دهه های 60 تا 80 تأثیرات شگرفی در سازمان به جای گذاشت اما در دهه ی 80 دچار تحولی دیگری گردید.
آن چه کمپانی موتورلا در دهه 80 به آن پرداخت را می توان یک نوع مهندسی مجدد در مدیریت کیفیت جامع دانست که نهایتا“ به طرح روش شناسی شش سیگما منجر گردید. ضرورتی که این شرکت را به سمت شش سیگما کشانید این بود که در فضای پیچیده و بسیار رقابتی کسب وکار دیگر نمی توان صرفا“ با تفکر حذف اتلاف و خطا و برخی راهکار های عملیاتی به موفقیت رسید. شش سیگما با تاکید بر حصول نتایج بسیار اثر بخش تر نسبت به رویکرد های کلاسیک
TQM عمل می نماید .


 
comment نظرات ()